شادمهر برای همیشه |

سلام
من هر چی منتظر موندم تا این الک تقدیر رو تحلیل کنه نکرد که نکرد دوست داشتم تحلیلمون رو با تحلیل الک بدیم که نشد عیب نداره ما مال خودمون رو میذاریم امیدوارم خوشتون بیاد
این تحلیل از چند قسمت زیز تشکیل میشه
1- مقدمه تحلیل ویدیو 2- تحلیل کامل ویدیو تقدیر 3-خلاصه و کلی گویی تقدیر به صورت ساده
1-مقدمه تحلیل ویدیو تقدیر برای درک بهتر
اول این نکته رو بگم که این ویدیو خیلی پیچیدس و به خاطر این پیچیدگی شاید ویدیو زیباتر شده و همه رو در فکر میبره یکی از نکته هایی که شاید همه رو گم راه میکنه اینه که الک کارتیو ویدیو رو قطعه قطعه کرده و در جاهای مختلف ویدیو استفاده کرده و این خودش میتونه شما رو خیلی گیج کنه یعنی مثلا صحنه های جنگ رو لحظاتی در اوایل ویدیو و لحظاتی در وسط ویدیو و بقیه در اواخر ویدیو دیده میشه یا از دنیا رفتن شادمهر از ثانیه های 35 شروع میشه و بقیش رو کم کم در قسمتهایی از ویدیو میبینم تا در آخر شادمهر از اون در رد میشه
نکته دوم این که زن شادمهر در ویدیو قبل از شادمهر مرده و خود شادمهر هم از این قضیه در اول وبدبو با خبر هست
نکته سوم برای اینکه تحلیل رو بهتر بفهمید همزمان با خوندن تحلیل ویدیو رو هم ببینید
2-تحلیل و بررسی کامل ویدیو تقدیر شادمهر
در اول ویدیو میبینیم که شادمهر در نقش یک سرباز ساده روسی (روسی بودنش رو میشه از لباس و تفنگ و خصوصا کلاه جنگیش فهمید توی گیمهای شرکتهای معروف هم حتما دیدید که اینگونه هستند) روی تپه ای ایستاده و به تنهایی در حال راه رفتن و فکر کردن هست (به زنی که عاشقش بود ولی حال از دست داده)
کارگردان سعیش بر این بوده که این لحظات ویدیو رو خیلی غمگین جلوه دهد شادمهر هم طوری در حال راه رفتن و فکر کردن هست که انگار اصلا هواسش در یه دنیای دیگس این صحنه رو برای مدت خیلی کوتاهی هم برای غمگین تر شدن ویدیو در وسط ویدیو میبیننیم در این حال آهنگ بسیار زیبا و ملایمی هم در حال پخش شدن هست بعد تمامی موشک ها و تانک ها جنگی دشمن حمله میکنند دوربین صحنه هایی از حمله دشمن رو نشان میده که شادمهر در اون بر اثر خمپاره یا آر پی جی یا نارنجنگ یا هر چیزی که شبیه به اینگونه وسایل جنگی است زخمی میشه البته به طور حتم اسلحه نیست چون اگر دقت کنید میبیند که روی بدن شادمهر جاهای زیادی ترکش خورده. شاید بگید که در اوایل چرا شادمهر در زمین مجروح افتاده ولی هیشکی کمکش نمیکنه و از کارگردان انتقاد کنید دلیلش خیلی سادس به این دلیل که دوستای شادمهر از ترس حمله ترسناک و وحشیانه دشمن در حال عقب کشی هستن و شادمهر رو مرده حساب میکنن در صحنه ای نشان میدهد که شادمهر با لباسی نورانی و سفید در حال رفتن به طرف در سفید رنگی هست ولی باز ویدیو اونجا قطع میشه(به خاطر اینکه کارگردان قصد دارد ویدیو رو از حالت کلیشه ای در بیاره) و اون صحنه رو تا آخر نشون نمیده مثل همون قطعه هایی که توی مقدمه گفتم
در ثانیه های 58 خوندن آهنگ شادمهر شروع میشه در همون لحظه هم توی ویدیو شادمهر در حال نوشتن وصیعت پیش زنش هست و زنش هم در حال خندیدن که بعد از لحظاتی به خاطر نوشتن وصعیت شادمهر ناراحت میشه در این میون هم این مصراع شعر زیبای مونا پشت زمینه ویدیو قرار گرفته" با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی" اینجای شعر بسیار جای تعمل داره و زیباست که معنیش اینه که تو با اینکه خیلی دوس داری من پیشت باشم ولی این رو هم میخوای که من برم توی جنگ و از تو و از کشور و ناموسم دفاع کنم و دو دل هستی ولی بازم جنگ رو مهمتر میبینی و من رو به خاطر حفظ وطن و ناموس خط میزنی
شادمهر که میبینه دل زنه گرفته میره بغلش میکنه تا شاید اینطوری کمتر ناراحت بشه و از یادش بره ولی باز توی دقایق 1:33 شادمهر با تفنگش در حال تمرین کردن هست و خود رو برای جنگ جهانی آماده میکنه زنه هم با دیدن این صحنه نمیتونه جلو خودش رو بگیره و خیلی ناراحت میشه و این بار ناراحتیه خودش رو با انداختن لباس به زمین نشان میده شادمهر با این کارها جنگ رو باز ترجیح میده سربازهای اون زمان غیرت خیلی عجیبی داشتند و حاظر بودند برای وطن و ناموسشون هر چی دارن رو بدن این رو به وضوح در ویدیو تقدیر میبینیم
دوربین برمیگرده به نشان دادن صحنه های جنگ که دوستان شادمهر(روسی ها) در حال جنگ هستن و شادمهر هم در زمین و به همون حالت زخمی و وخیم افتاده و این خاطراتی رو که بهتون گفتم رو داره هی توی خیالش مرور میکنه یکی از پزشکهای سرباز هم که داره دنبال مجروح بین مرده ها میگرده به شادمهر میرسه و دست وپاشو گم میکنه با ناراحتی زیاد سعی میکنه معالجه کنه در این وقته که روح شادمهر هم داره با عجله به اون در سفید بهشت ( شادمهر لباسش سفیده و خودش هم نورانیه و این در هم توی یه باغ زیبا قرار داده شده و میشه گفت بهشت)نزدیک میشه و زنش هم که قبلا مرده بود روحش اون ور در سفید منتظر شادمهر هست
باز هم دوربین بر میگرده به صحنه های جنگ و شادمهر توی دستش وصعیتش رو نگه داشته و در اینجا اوج ویدیو و اوج آهنگ هست " کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور..."
شادمهر در این لحظات دیگه در حالت کماست و فقط میتونه نفس بکشه و به خیال بره و در حالت خیال باز هم داره اون روزهای خوشش رو با زنش (لحظات توی خونشون و توی دریاچه و توی شهر بازی) به یاد میاره پزشک سر باز هم همچنان با نگرانی زیاد سعی در معالجه شادمهر داره کارگردان این لحظات رو به زیبایی به نمایش گذاشته طوری که هر بیننده رو تحت تاثیر قرار میده شادمهر اینبار دیگه به اوج خیال و عشق میره یعنی اونجایی که زنش اومده پیشش و داره اونو نوازش میکنه و بهش میخنده نکته حرفه ای که توی کارگردانی این قسمت هست اینه که وقتی شادمهر اینبار به خیال میره لباس جنگیش عوض میشه دلیلش اینه که شادمهر خودش رو توی خیال خودش میبنیه و با این دید ما فرق داره شاید این کار فقط از یه کارگردان حرفه ای مثل الک کارتیو بر بیاد و به فکر هیچ کارگردانی نرسه
شادمهر در این حال که در خیاله داره شعر تقدیر رو برای زنش میخونه" پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی" پزشک هم که کم کم داره نا امید میشه توی دست شادمهر وصعیتشو پیدا میکنه و به زحمتی از دستش میگیره در دقایق 3:46 به یک نکته خیلی قشنگ میرسیم حتما به این لحظات ویدیو دقت کنید اون پزشک که کاغذ وصیعتشو از دستش گرفت و دید که توی وصعیتش شعر تقدیر رو نوشته این رو میتونید از لبهای پزشکه بخونید یعنی وصیعت شادمهر چیزی نبود جز شعر تقدیر.
روح شادمهر هم دیگه داره به در سفید بهشت نزدیک و نزدیکتر میشه و این نزدیک شدن به همراه کم شدن نفسهاش در این دنیا هست که بالاخره دستش از پزشک خود به خود ول میشه و رهسپار اون دنیا میشه و در همون لحظه وقتی دستش کامل ول شد روح شادمهر هم در اون دنیا در سفید رو باز میکنه و میبینه زنش که مثل خودش نورانیه منتظره بعد با خوشحالی میرسن به هم.
این دختر که نقشش رو بسیار عالی اجرا کرد بار اولی نبود که جلوی دوربین میرفت سابقه خوبی در این کار داره اجراش به حدی عالی بود که همه شاید فکر کنن واقعا عاشق شادمهر هست وقتی شادمهر رو بغل میکنه به چشماش و حرکاتش میتونید نگاه کنید باز هم باید از الک عزیز باید تشکر کرد به خاطر هوش و استعدادی که داره.
3-اتفاقات داستان به صورت ساده و قابل فهم
شادمهر و زنش به صورت خیلی عاشقانه زندگی میکنند - شادمهر برای حفظ ناموس میخواد بره جبهه- زنش به خاطر علاقه زیاد با اینکار شادمهر مخالت میکنه ولی باز شادمهر میره جبهه - قبل از اینکه شادمهر بره جبهه زنه میمیره - شادمهر میره توی جبهه به صورت خیلی بدی مجروح میشه- تمامی خاطرات فراموش نشدنی و خوبش رو با زنش به خیالش میاره - میبینه که روح زنش اومده بالای سرش و اونو نوازش میکنه- پزشک هر کاری میکنه شادمهر حالش خوب نمیشه - بلاخره شادمهر از این دنیا ره سپار میشه - در اون دنیا با لباس سفید و نورانی در حال راه رفتن در یک باغ زیبا هست و با عجله در پی زنشه - بعد به یک در سفید کوچک توی وسط باغ میرسه - در رو وقتی باز میکنه زنش با چهره نورانی و با لبخند به استقبال شادمهر میاد - همدیگر رو بغل میکنن و در اون دنیا هم به عشقشون میرسن http://www.my-shadmehr.blogfa.com/
کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز است و حقوق آن متعلق به وبلاگ شادمهر من است
بچه ها تورو خدا نظر یادتون نره
آخرين مطالب ارسالي;